هر وقت حوصلم سر میره..میرم سراغ عکسام..سال 2 دبیرستان بود که تصمیم گرفتیم یه دوربین دیجیتال بخریم.خریدیم و چون توی خونه من بیشترین کسی بودم که ازش استفاده میکردم شد مال من.از اون به بعد سعی میکردم اکثر لحظه هارو ثبت کنم..از 2 دبیرستان تا پیش دانشگاهی آخرای سال که میشد دوربینمو میبردم مدرسه و با بچه ها عکس میگرفتیم..اینم یکی از اون عکساس..سال 3 دبیرستان تو حیاط مدرسمون... اسماشون از راست به چپ :هانی.محمد.علی.محمد رضا
که آخری خودمم..نمیدونم چی شده بود که آبی پوش شده بودم..اخه اکثر لباسایی که خودم میخرم مشکین ولی دیگرون لباسای رنگی واسم میخرن..تصویر با تابلو یه پارادوکس داره..ولی این تابلو واسه ماهایی که حق آب و گل داریم نبود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر